ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
584
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
غلبه يافته بود و اين امر در خلال غلبهء مغولان بر سراسر بلاد روم بود و تنها براى غياث الدين كيخسرو نامى از پادشاهى مانده بود و او در كفالت پروانه مىزيست . مغولان يكى از امراى خود را با جماعتى از لشكريان خود در آن بلاد مستقر كرده بودند و ابن امير را شحنه مىگفتند . نخستين فرمانرواى مغول در بلاد روم بايجو بود كه فاتح آن بود . پس از او امارت به صمغار رسيد و بعد از او توقون [ ( 1 ) ] و تودون نويان [ ( 2 ) ] با شركت يك ديگر امارت يافتند . اين دو امير با بيبرس همعصر بودند . پروانه همواره از تطاول مغولان و رفتار ناپسند ايشان شكايت داشت . چون الملك الظاهر بيبرس در مصر و شام نيرومند شد ، پروانه آرزوى آن داشت كه مگر يارى كند تا خاندان قلج ارسلان بتواند مغولان را از ديار خويش براند . از اين رو پيوسته براى او نامه مىنوشت و به جنگ تحريضش مىكرد . آباقا پادشاه مغول در سال 664 لشكر به بيره آورد و بيبرس از دمشق به نبرد بيرون آمد . پروانه به او نامه نوشت و او را فراخواند . بيبرس در حمص اقامت گزيد . پروانه رسولى نزد او فرستاد و بار ديگر او را به جنگ با مغولان دعوت كرد . آباقا كه به سوى بلاد روم مىآمد پروانه را به نزد خود فراخواند . پروانه نخست عذر آورد سپس در عين بىميلى راهى دربار او گرديد . امرا به او نوشتند كه الملك الظاهر بيبرس بر حسب سفارش و خواست او به بلاد روم مىآيد . پروانه براى رفع اتهام نزد اباقا كس فرستاد و از او در برابر بيبرس يارى خواست او نيز لشكر مغول را به ياريش فرستاد و فرمان داد كه بازگردد تا حركت بيبرس را مانع شود . پروانه بازگشت . در آنجا جماعتى از امرا را يافت كه با بيبرس باب مكاتبه گشودهاند و او را به حركت برانگيختهاند . كوشيد تا آنان را از تصميمشان بازدارد . بيبرس در ماه رجب همان سال به مصر بازگرديد و يك سال درنگ كرد . در آنجا خبر يافت كه توقون و تودون نويان [ ( 3 ) ] اميران مغول در بلاد روم به سوى ثغور شام در حركت آمدهاند . سلطان در ماه رمضان سال 675 به قصد بلاد روم لشكر بياراست و تا نهر ازرق پيش آمد . شمس الدين سنقر الاشقر را بر مقدمه بفرستاد . سنقر با مقدمهء لشكر مغول مصاف داد و ايشان را منهزم نمود و نزد سلطان بازگرديد و همگان مجتمع شده بار ديگر به جنگ مغولان رفتند . در ابلستين [ ( 4 ) ] با آنان روبرو شدند . معين الدين پروانه نيز با لشكرش با ايشان بود . بيبرس اين سپاه را درهم شكست . توقون و تودون نويان به قتل رسيدند . پروانه و پادشاهش كيخسرو كه در سويى دور از ميدان نبرد ايستاده بودند بگريختند . بسيارى از مغولان اسير
--> [ ( 1 ) ] متن : توقو . [ ( 2 ) ] تدوان . [ ( 3 ) ] متن : تدوان . [ ( 4 ) ] البنشين .